چی بگم از این روزای پسملی؟
پسرم امروز 31 تیر 93 هست که یک سالو تازه رفتی تو 5 ماه
خیلی شیطون شدی هر چی بگم کم گفتم از شیطنتات اینقدر شیرین و خواستنی هستی که بعضی وقتا بابایی میگه بیا به جای غذا طاها رو بخوریم خوشمزس
حدود تقریبا 2 هفته اس شیر نخوردی دیگه اوایل شبا خیلی بی تابی میکردی هر یک ساعت برای شیر خوردن بیدار میشدی گریه میکردی میگفتی می می یا بعضی وقتا میومدی بغلم میگفتی میمی ولی من دیگه سر گرمت میکردم فراموش میکردی بهت نام نام میدادم میخوردی تا کم کم به جوجو(شیشه شیرت )عادت کردی حالا دیگه وقتی میخوای بخوابی تو خواب و وقتی بیدار میشی جو جو میخوری الهی قربونت بشم من
وقتی هم که جو جو یا همون دودو میخوری باید پتو تو هم بغل کنی کلا خیلی پتو تو دوست داری بغلت میگیری تو خونه راه میری دیروز انداختم تو لباسشویی بشورم گریه میکردی و میخواستی بیاریش بیرون خیلی پتو تو دوست داری
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
همه میگن زود تو رو از شیر گرفتم منم دلم نمیخواست ولی تو هم خیلی اذیت میکردی و هم خودت اذیت میشدی شبا گرسنه بودی و گریه میکردی همش ولی الان چند تا شیشه شیر میخوری و راحت میخوابه عشق مامان


چی بگم از این روزای پسملی؟ 
